|
در این بازار مکاره که راه انداخته وب پاره یکی مضحک تر از او هم خیال شیطنت داره (مضاحک
الملک )
در این دنیای بیکاری گرفته هر که خودکاری
نویسد
هرکه وبلاگی که درخواب ونه بیداری
اگرحرف از جنم باشد خوشا بر توای عادل خان
نگشتی همچو دیگرها ز انظار و نظرها پنهان
به نازم شهر ما رویدر بسان شیراز شاعردان همه چون حافظ و سعدی همه شاعرهمه رندان
بگویم من ز وبلاگش یکایک از نو و کهنه اول بودعادل وبعدا دبیرو سید گشتند به
صحنه
ولیکن بعد چند ماهی یکی با بیل و خودکارش همه را کرده مقهورش ز افکار و ز کردارش (رویدری)
یکی گوید علی باشد یکی گوید علی یارش گرفته نام رویدر برخود ولی سرد است
بازارش
علی زینلی هم بیکباره به پا کرده وبلاگی ولی خدا داند که او پاک است ز تهمتهای شیطانی
بگویم بر شما بازهم ز وبلاگهای این شهرم ز حد گشته به نام بردن نپندارید که من قهرم
یکی نامه دارد بر خدا یکی سرخ است اندر هوا یکی
اشک و یکی کوه است یکی هم نسیم صبا
یکی دل تنگ دنیایی یکی بی خیال و شیدایی به پایان میبرم حرفم را با یوز پلنگ
صحرایی
زیاران
شرمسارم اگر نبردم از همه نامی دوستدار همه یارانم کوچک همه (حامی)
گر که دادند مجالی و گر ماند باز حالی نویسم بر شما باز هم از این وبلاگ های
تو خالی
یکایک همه رندان سپارمتان بر ایزد منان خدا باشد یاورتان و پر فروغ همه وب هاتان
|